آشنایی با اسب کولاک

آشنایی با اسب کولاک

اسب اسطوره ای این هفته ازمجله هفتگی پدوک را اختصاص دادیم به کولاک، اسب نیله ای که توانست دو سال پشت سر هم مقام اول مسابقات پرش با اسب قهرمانی کشور را با علیرضا خوشدل کسب کند.

کولاک در سال ۱۳۶۵ حدودا ۵ ساله بود که توسط عزت الله وجدانی به مبلغ ۹۰ هزارتومان برای کلاهی خریداری شد. این سیلمی که کره ی تاراج و مادرش ترکمن است در ابتدا اسبی کورسی بود. پس از ۱ سال که وجدانی با او کار می کرد، در اولین مسابقه و بر اثر اتفاق از روی اسب به زمین افتاد و گردنش که سابقأ هم شکسته شده بود، مجددا مجروح شد و این امر باعث شد، آقای وجدانی از سواری با کولاک منصرف شود و از آن به بعد علیرضا خوشدل که از شاگردانشان بودند با کولاک سواری کرد.

خوشدل از همان ابتدا پتانسیل کولاک را برای پرش دیده و با او می پرید تا در سال ۱۳۶۶ و در رده ۱۲۵ سانتی متر با کولاک پنجم شد و ازآن پس موفقیت های این زوج شروع شد. این دو در سالهای ۱۳۶۸ و ۱۳۶۹ در مسابقات قهرمانی کشور اول شدند و در کل به گفته ی ایشان بین سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ اکثر جایزه های بزرگ کشور را با هم گرفتند.

علیرضا خوشدل درباره ی کولاک می گوید: اسبی بسیار توانمند و راحت بود به طوری که نیاز به نعل بندی و نگهداری خاصی نداشت و با یک دهنه ی ساده، زین و بدون تعلیمی میشد با او کار کرد. در اصطبل و در مواقع عادی اسبی نسبتا بد اخلاق و سرکش بود و فقط با من کنار می آمد اما در سواری و زمین مسابقه  اسبی راحت بود و یکی از دلایل اسطوره ای شدنش این بود که با اکثر سوارها به راحتی و بی خطا می پرید. به عنوان مثال در انتخابی تیم ملی که در آن تعویض اسب انجام می شد، با همه ی سواران خود از جمله عباس مهاجر، پزشک نیا، کرمی و هژبر بی خطا رفت.

در سال ۱۳۷۱ این اسب از کلاهی به شجاعی و به مبلغ ۳۰۰ هزار تومان فروخته شد. در مسابقات اصفهان همان زمان که با خوشدل اول شدند، می خواستند او را با یک رنو ۵ صفر کیلو متر تعویض کنند که شجاعی قبول نکرد.

یک روز شجاعی کولاک را در مانژ باشگاه البرز(کلاک) رها کرد و چون اسب بد اخلاقی میکرد و کنترلش برای ایشان دشوار بود، درب مانژ را باز کرد تا کولاک به اصطبل خود برود اما نتوانست کنترلش کند و اسب با میله ای نزدیک اصطبل برخورد کرد و استخوان گوه اش شکست. در آن زمان امکانات پزشکی مثل امروز در اختیار نبود و ما به سختی توانستیم از او عکس بگیریم و متوجه شدیم که گوه اش از ۳ ناحیه شکسته است. آن سال من اصلا عید نداشتم و تمام مدت از او مراقبت می کردم.

بعد از آن، اسب به کیومرث کلانتری فروخته شد و در مسابقات سالن  سال ۱۳۷۲ با وجود شکستی در حالی که موافق پریدن او نبودم اما پرید و جزو ۴ اسب برتر بود چون با سه سوار بدون خطا پرید و با نفر چهارم بر اثر درد نتوانست بپرد و اخراج شد.

 

علیرضا خوشدل بعد از آن زمان تصمیم گرفت کولاک را بخرد تا به پاس روزهای خوبی که با هم داشتند و موفقیت هایی که با هم کسب کردند، از او تا آخر عمرش مراقبت و پرستاری کند. بسیار پیگیر شد و نهایتا در سال ۱۳۷۴ موفق به خریدنش شد. اسب در آن زمان حدودا ۱۵ سال داشت و در باغی از او نگهداری می کردند. اما زمانی که خوشدل برای دیدار کولاک به باغ رفت دید که اسب بر اثر سرما و ضعف از دنیا رفته است و این حادثه به قدری برایش سنگین بود که مدتی دچار افسردگی شد.

از ایشان خواستیم خاطره ای از کولاک برایمان تعریف کند که ایشان دو خاطره را ذکر کردند:

یکی از بهترین خاطراتم با این اسب اینست که، آقای هداوند در باشگاه کرج برای مهاجر کلاس آموزشی برگزار می کرد و موانعی ژیمناستیکی تا ارتفاع ۱۵۰ می گذاشتند و من با کولاک مسیر را شروع می کردم، تا انتها می رفتم و برعکس مسیر را هم طی می کردم و این توانایی کولاک آنقدر برای خودم و همه جالب بود که همین امر او را نزد دیگران محبوب کرده بود.

 

دومین خاطره جالبی که با این اسب دارم، در مسابقات قهرمانی کشور که در باشگاه نوروز آباد برگزار میشد، است. در آن زمان مانع آب روی زمین با ارتفاع ۳.۵ متر نیز بخشی از مسابقه بود و ما برای تمرین در باشگاه کلاک این شرایط را پیاده سازی کرده بودیم. من چندین بار با کولاک این مانع را تمرین کردم اما موفق نبودم  و همین امر مرا عصبی کرده بود که  اسفندیار هوشمند هم خواست با کولاک این مانع را تست کند و به راحتی مانع را رد می کرد و همین امر باعث قوت قلب من شد.

موقع مسابقات که رسید، من این مانع را نپریدم  و به صورت چهارنعل از توی آب رد شدم. اما موانع بعدی را بی خطا طی کردم و قهرمان شدم و آقای رضایی با اسب سیزده بدر دوم شدند.

 

خوشدل در آخر درباره کولاک می گوید: من با کولاک در پرش مطرح شدم و آغاز موفقیت هایم با او بود.

آقای همایون وجدانی درباره کولاک می گوید: کولاک در اسب های ایرانی، اسبی تکرار نشدنی بود.

سردبیر: بهزاد حاجی کندی

پست های مرتبط

زین ؛ فراتر از یک تجهیز

زین ؛ فراتر از یک تجهیز برندهای لوکس دنیای چرم و طراحی،…

۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

یک اسب به نام Vitiki

این پست درباره یک اسب به نام Vitiki (با سوارکار برزیلی Yuri Mansur) هست که یه داستان خیلی خاص و الهام‌بخش داره

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

چرا همه نگاه‌ها دوباره به کنت فارینگتون است؟

شاید با خودتون فکر کنین چرا این روزها تمام رسانه ها با عکس های کنت فارینگتون تزیین شده!

۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید