عبدالله خان بهرامی
جامعه سوارکاری او را به نام عبدالله خان عکاس می شناسند. محمد بهرامی مردی همیشه شاد، خندان، با اخلاق و خوشرویی که در سرما و گرما، در همه جای ایران در کنار اسب و اسب دوستان و سوارکاران بود و از تاریخ سوارکاری ایران صحنه های زیبا و خاطره انگیزی را به ثبت رساند و برای آیندگان به یادگار گذاشت. عبدالله در سال ۱۳۱۵ در شهرستان محلات به دنیا آمد و تا سن ۳ سالگی پدر و مادر گرامی اش را از دست داد و توسط دایی و خاله اش بزرگ شد. در سال ۱۳۲۲ به تهران آمد و در عکاسخانه (فتو انوش فر) واقع در خیابان لاله زار مشغول بکار شد و با پیشرفت و فراگیری فنون عکاسی در (فتو پلازا) خیابان انقلاب چهار راه فلسطین زمینه حضور و راه یابی به جامعه سوارکاری برای او فراهم شد.
عبدالله خان اینطور تعریف کرد: که در سال ۱۳۳۷ یک روز صبح در فتوپلازا بودم که شخصی شیک پوش از اتومبیل فولکس در جلوی مغازه پیاده شد و با دیدن کارهایم گفت می آیی در سوارکاری؟ گفتم: بله، بدین صورت ایشان که سرتیپ مبشری بود مرا دعوت به فعالیت در کانون سوارکاران کرد. کار من از مسابقات کورس در سال ۱۳۳۷ شروع شد که در باشگاه جلالیه (پارک لاله فعلی) بود. پس از آن در تمامی مسابقات کورس، پرش، درساژ و چوگان کار عکاسی را انجام دادم. آقا عبدالله یکی از خاطرات خود را گرفتن عکسهای پرش از استاد نشاطی می داند که ۳ عکس آن بسیار مورد توجه جامعه سوارکاری قرار گرفت و در سایزهای مختلف به چاپ رسید و در مکانهای مختلف در معرض دید عموم قرار داشت و به تماشا گذاشته شده بود.
بیش از نیم قرن فعالیت چشمگیر عبدالله بهرامی در سوارکاری و ثبت خاطرات آن هیچوقت از یادها نخواهد رفت حضور ایشان در عرصه سوارکاری اگر چه یک اتفاق به نظر می رسد ولی پشتکار و میزان خدمات او در سوارکاری نشان دهنده علاقه ایشان به این رشته ورزشی بود.
برای عکاسی فوتبال نیز از ایشان دعوت گردید ولی عبدالله خان پس از دو بار عکاسی در استادیوم فوتبال تمایلی به آن نشان نداده و دوباره برگشت به سوارکاری.
با گذشت دهها سال فقط عبدالله عکاس تاریخ مصور سوارکاری ایران است و با آرشیوی که دهها هزار عکس در آن بایگانی است تنها یادگار گذشته این ورزش است. در سالهای اخیر محمد بهرامی با همکاری خانواده اش آرشیو عکسهای قدیمی را کامپیوتری می کرد که مبادا بلایی سر آن بیاد و از بین برود چرا که یک بار حدود سی آلبوم او را دزدیدند. یک بار هم وقتی به عکاسی اندیشه که مال خودش بود آمد، دید که چاه فرو رفته و بایگانی ۱۰ سال آرشیو عکس های سوارکاری از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۷ از بین رفته است.
به راستی که محمد بهرامی یکی از پیشکسوتان ورزش کشور و سوارکاری بود که بیش از نیم قرن از عمر خود را به پای عشق و علاقه به اسب و اسب داران و سوارکاران سپری کرد و در حالی که باید بازنشسته میشد و استراحت کند، همچنان با ناملایمات روزگار و بی مهری مسئولان و مدیران می ساخت. در کنار سوارکاران حضور داشت و با رویی خوش و لب هایی خندان از لحظه های بیاد ماندنی مسابقات و خانواده های سوارکاری عکس به یادگار می گرفت.
عبدالله بهرامی بارها در مسابقات نکاتی را متذکر شده بود که گروه برگزار کننده توجهی بدان نداشتند و در صورت شروع مسابقه قطعاً با مشکل روبرو می شدند. طراحان مسیر، داوران و سایر کادر فنی مسابقات بیاد دارند که آقای عبدالله بهرامی چه کمک هایی را به آنها کرده بود. بار ها شده بود مانعی افتاده و داوران ندیده و خطا نگرفتند و ایشان بودند که این نکته را یادآوری کردند، بارها شده بود که در مسابقات برق رفته بود و زنگ نبود و عبدالله خان به یاری داوران آمده در وسط مانژ فرمان شروع مسابقه را به سوارکاران می دادند. بعضی اوقات طراحان مسیر یادشان می رفت موانع ریخته شده را درست کنند این عبدالله بود که مانع را برای سوارکار بعدی درست می کرد. در اهدای جوایز و برنامه ریزی آن عبدالله همیشه کمک خوبی به گروه برگزاری بودند. در پایان هر مسابقه نفرات قهرمان و خانواده هایشان عبدالله را برای گرفتن عکس یادگاری به طرفی می کشیدند و عبدالله با رویی خوش به همه پاسخ مثبت داده بود و هزاران خاطره که همگان از عبدالله بهرامی در ذهن و یاد خود دارند.
در اینجا بخشی از مصاحبه های انجام شده با مربیان و پیشکسوتان سوارکاری در سال ۱۳۷۵ را ذکر می کنیم:
- مرحوم جناب سرهنگ مسعود شکی خان:
ایشان انسانی هستند بسیار افتاده، متواضع و بسیار مطیع افراد. بعضی ها او را آقای بهرامی خطاب می کنند- بعضی عبدالله و بعضی عبدالله خان می گویند. برای ایشان هیچ تفاوتی نمی کند، ایشان همیشه با چهره متبسم ظاهر می شوند. من نسبت به ایشان ارادت قلبی دارم، هیچگاه ندیدم که چهره ای متفاوت داشته باشد. همیشه متبسم، همیشه متواضع و همیشه مشغول کار خودش است. عبدااله بهرامی نمونه یک مرد زحمت کش واقعی است.
- استاد گرانقدر علی رضایی:
او در کار خودش پر تجربه ترین است واقعاً پرتجربه ترین، امکان دارد که نگاه نکند ولی آنقدر درست این حرکت را انجام می دهد و عکس آنقدر خوب می شود که مردم با جان و دل عکسها را از او می گیرند. کار عبدالله خان مشوق زیادی برای سوارکاران است و از طرفی اگر ایشان نبود هیچکدام از افتخارات اشخاص ثبت نمی شد. هیچوقت حاضر نیستم عکسهایم که توسط عبدالله گرفته شده با چیز دیگری عوض کنم و از ایشان متشکرم.
یکبار در مانژ شهداء با اسبی بنام آذرخش در حال پرش بودم بعد از مانع باید به چپ می پیچیدم و آقای بهرامی فکر می کرد که من باید به راست بپیچم و طوری قرار گرفته بود که آنطرفش دیوار ضلع جنوبی مانژ بود، او جلو افتاده بود در حال فرار و من با اسب به دنبال او، چون یک کمی ریز نقش هستند ! ! ! لحظات جالبی اتفاق افتاد.
- استاد عزیز بابک شکی خان:
یک جمله درباره ایشان بگویم (هر وقت که مسابقه بود، اسب بود و عکس) عبدالله خان بوده. ایشان قسمتی از مسابقات سوارکاری است در تمامی مسابقات سوارکاری بود و هست. خیلی ها آمدند و عکس بگیرند ولی نتوانستند و رفتند. من خدمت آقای بهرامی ارادت خاصی دارم چرا که ما خاطرات بسیاری از دوره های مختلف سوارکاری داریم که توسط عبدالله ثبت شده است و جامعه سوارکاری به همت و پشتکار ایشان بوده که از دورانهای مختلف و لحظات سوارکاری یادگاری داشته باشد. این مشکل است شخصی بتواند در طی دهها سال فعالیت خود با رویی خوش و خندان با همه برخورد کند و هیچگاه عصبانی نشود و از کوره در نرود. خوب می توان گفت کل صفات برگزیده در او جمع است. میدان سوارکاری میدان سختی است و همیشه شرایط مطلوب را ندارد می تواند بسیار سرد و یا خیلی گرم باشد. گرد وخاک زیاد دارد و ممکن است باران یا برف ببارد، به هر جهت شرایط عکاسی ایشان شرایط آسانی نبوده و نیست.
محمد بهرامی یکی از گنجینه های بسیار ارزشمند سوارکاری بود که متأسفانه ۳ آبان سال ۱۳۹۲ از میان ما رفت.
روحش شاد و یادش گرامی باد…



